2: خـــردادهای لعنت شده

 

شب های خـــرداد! شب های باد و پنجره های باز و دختری که باد می رود لای موهایش... کنـــار پنجــره قهوه می خورد. عـادت دارد! جـــزوه های لعنتی اش روی هم تلنبار شده اند. امتحان دارد اما حوصله ندارد! دلش می خواهد جزوه ها را پرتاب کند گوشه ای... فی البداهه هایش را بیاورد روی کاغــذ... امتحان دارد اما حوصله ندارد! همیشه زمانی که درس ها فشار می آورند شعرش می گیـــرد... هیچ وقت کارهایش به موقع نبوده! درست وسط این همه بدبخــتی و جزوه های تلنبار شده دلش شب شعــر می خواهد. بوی عود و دود می خواهد، قدم زدن می خواهد. امتحان دارد اما حوصله ندارد!

 

 

 

هنوز هم پشت پنجره است...
آن دو سوی بی سو
قطره قطره باران می شمارد و
ستاره جمع می کند

مثل ریشه به خاک می پیچد و
خوار می شود
مثل سیب
پای درخت...

پری سا گوهـــری

88.02.15

 

//شب های کنکور لعنتی بود! 88 لعنتی بود! کنکور داشت، اما حوصــله نداشت...//

/ 4 نظر / 23 بازدید
مهسا

امتحان دارد.. حوصله ندارد... عالييي [گل]

راوی

مبارک است و اینکه شاد باش.....خیام بخون و........

آزی

واقعا شبای امتحان یکی از بدترین شبای عمر آدمه،فکرشو بکن متولد خردادم باشی،همش خودتو فحش میدی[چشمک]